قاتل رمانتیک
ghatele pesarhai irani
آنها برای انتخاب اعضای مناسب گروهشان دست به ساختن چند قطعه آزمایشی کردند . اولین کار آزمایشی این گروه (کشتار آهنین) Metal Massacre در ژانویه ۱۹۸۲ با نوازندگی درام لارس , بیس و خوانندگی جیمز و تک نوازی گیتار لیودگراند به بازار عرضه شد . ولی در دومین قطعه آزمایشی آنان به نام (روشنایی را فراری دهید) Hit the light تغییراتی در این گروه صورت گرفت و به جای لیود گراند نوازنده دیگری به نام دیو ماستین Dave Mustaine نوازندگی گیتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام (ران مک گاونی) نوازندگی گیتار بیس را بر عهده گرفت که با آمدن او جیمز به نوازندگی گیتار و خوانندگی مشغول شد . پس از آن آنان برای اجرای این قطعات به سانفرانسیسکو سفر کردند که تمامیاجراهای آنان در کلوپ های زیرزمینی سانفرانسیسکو صورت گرفت . پس از این اجراها بود که گروه تصمیم گرفت تغییراتی در خود به وجود بیاورد و تمام نقاط ضعف خود را تقویت کند . از این رو شخص جدیدی به نام (جف وارنر) J.Warner به جای ران مک گاونی وارد گروه شد ولی این عضو جدید هم نتوانست رضایت لارس و جیمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد . سرانجام در اواخر سال ۱۹۸۲ شخصی به نام (کلیفورد لی برتون) Clifford Lee Burton متولد ۱۵ فوریه ۱۹۶۲ در کالیفرنیا که پیش از آن در گروه Truma فعالیت میکرد به گروه پیوست و با آمدن او گروه پیکره اصلی خود را پیدا کرد و آنان در ماه مه ۱۹۸۳ اولین آلبومشان را با نام (همه آنها را بکشید) Kill em All را به بازار عرضه کردند . پس از به بازار آمدن اولین آلبوم مشکلاتی در گروه به وجود آمد که نتیجه آن اخراج دیو ماستین از گروه بود که دیو ماستین بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ایجاد گروه رقیبی به نام (مگادث) Megadeath زد . زن: واه ٬خدا مرگم بده .این حرفها چیه می زنی ؟من که جایی نمی خواهم بروم . مرد: خاموش ! هیچ مگوی ای زن .مرا بیش از این رنجه مساز .اصلا کدامین کس با تو بود؟! زن :چشم و دلم روشن ٬ مردیکه !مثل این که زیر سرت بلند شده .الان زنگ می زنم داداشم اینها بیایند تکلیفم را با تو روشن کنند. مرد: آرام گیر نازنین همسر .من به گور خویش می خندم که چنین کنم .وداع من با این حقوق جفاکاری است که باید الساعه آن را به بانک برده و بابت دوماه عقب افتادگی قسط منزل پرداخت نایم .آه ٬توانم از کف برفت. اگر فردی خواب ببیند که دنبال تعدادی بچه می دود وهر لحطه آنها را به جایی هدایت می کند ودر هنگام ظهر دستمالی که نان خشکی درآن دارد٬باز کرده و مشغول خوردن می شود٬تعبیرش چیست؟ پاسخ:تعبیر این خواب این است که این فرد در آینده "معلم"می شود٬جابجایی در اینجا به معنی انتقال او ازیک مدرسه به مدرسه دیگر است.دستمال نان خشک ٬نشان دهنده حقوق ناچیز او می باشد.به شما توصیه می کنم که این جور خوابهایی نبینید. اگر کسی خواب دیدکه با چاقو شکم مرغی را پاره می کندوقسمتی از آن خورده وسپس آنرا می دوزد وبابت اینکار پول می گیرد٬این خواب را چگونه تعبیر می کنید؟ پاسخ:این خواب نشان می دهد ٬کسی که در عالم رویا چنین کاری کرده٬حمتا طی چند سال آینده پزشک متخصصی می شودکه بابت مداوای مردم از آنها پولهای گزافی می گیردوکلی از راه غارت بندگان خدا٬زندگی پر زرق وبرقی برای خود براه می اندازد. اگرفردی خواب ببیندکه بر روی یک صندلی نشسته وبدون توجه به اطراف ٬درحال بستن در گونی است وپس از آن صندلی خود را می چرخاند٬این خواب چطور تعبیر می شود؟ پاسخ:این خواب دلالت براین دارد٬که فرد در آینده پست مهمی را اشغال کرده وتنها در فکر خود است ٬بستن در گونی به معنی پر کردن جیب مبارک از پولهای بیت المال است. اگر پسری خواب ببیندکه مشغول خرد کردن پیاز است واشک همچون سیل پاکستان از چشمانش جارییست٬تعبیرش چه می شود؟ پاسخ:این جوان بیچاره بدام بلای ازدواج گرفتار می گرددوهیچ راه فراری نداشته وتا آخر عمر باید بسازد وبسوزد. واسه چی روزه می گیرم ؟ واسه اینکه بیاد گرسنها باشم ؟ واسه اینکه بدنم سالم تر باشه ؟ واسه اینکه صرفه جویی کنیم ؟ ولی وقتی روزه می گیریم همه چیز بر عکس می شه . بجای اینکه بیاد گرسنه باشیم و گرسنگی رو تجربه کنیم خلاصه فکر همه چیز هستم جز گرسنگی . بدتر از اون که من فقط ۴۸ کیلو ام غذا نخورم که میمیرم (اینم که نشد) توخونه ما همه چیز وجود داره جز صرفه جویی موندم ما واسه چی روزه می گیریم بخدا نگیریم سنگینتریم وای این سروصداها و جیغ ها واسه چیه ؟ چرا داره زیر پاهام خالی می شه ؟ جفتم کجا رفت ؟ انگار تو یه باتلاق گیر کردم دارم می رم پایین . چرا هیچ کاری از دستم بر نمی یاد .چرا دارم از حال می رم . بعد از چند دقیقه ... وای خدای من اینجا کجاست اینا کی هستن چرا من اینقدر کثیفم . چرا نفسم بالا نمی یاد . آخ٬ این دیگه چی بود چرا پشتم احساس درد می کنم . من می ترسم . الان می زنم زیر گریه ٬ اوه اوه ... این خانم منو کجا می بره چرا دارن پاهامو رنگی می کنن و به یه ورقه می چسپونن اخیش بالاخره رفت ولی هنوز نفهمیدم اینجا کجاست. بیاد صحبتهای فرشته مهربون افتادم که به من گفت :تو بزودی به جایی میروی که بهش تعلق داری . ممکنه اولش بترسی ولی بعد عادت می کنی . یه نصیحت من به تو هیچ وقت سرنوشتتو بدست روزگار نده . معنی این حرفشو نمی دونم . ولی وقتی داشت می رفت گفت تولدت مبارک . وای ی ی ی ی . این خانومه باز اومد یعنی می خواد این دفعه منو کجا ببره . چرا منو به خانم دیگه داد و گفت بهش غذا بده . یعنی اون جفتمه که به شکلی دیگه در اومده . وای چقدر این آبه شیرینه ٬سیر شدم . جفت جدیدم خیلی با من مهربونه . منو تو بغلش گرفته . نمی دونم چرا چشام سنگین شده ٬شاید خوابم می یاد . پس شب بخیر این حالت زمانی رخ میدهد که دختر ٬پسرا دارند پشت تلفن به هم دروغ می دهند .از جمله این دردروغ ها . پسر :در حالی که با حالت تهوع از تلفن فاصله گرفته می گوید : عزیزم لباتو به تلفن نزدیک کن می خوام ببوسمشون. دختر مثل ندید پدیدا در حالی که داره تلفنو از پریز در می یاره لباشو به تلفن جسپونده و می گوید:جووووووووووووو ن اینم عکس عروسی برد پیت و آنجلینا جولیه اینها دانشجویان محترمی اند(پسرا) که پس از تحویل عقلشون فارغ التحصیل دانشگاه تویله میشن. با حسرت داره به جونیش فکر می کنه و زیر لب زمزمه می کنه:جونی کجایی که یادت بخیر.
اولین کار نمایشی خود را به کشتار آهنین در ژانویه 1982 اجرا نمودند در این قطعه لارس الریش نوازندگی جاز را بر عهده گرفت و جیمز هیتفیلد نوازندگی بیس گیتار و خوانندگی آنرابرعهده داشت و یکی از دوستانشان به نام لیود گرند تکنوازی گیتار را بر عهده گرفت.
با آمدن دومین قطعه نمایشی آنان به نام (روشنایی را فراری دهید)تغییراتی در گروه صورت گرفت و به جای لیودگرند دیو ماتیسن نوازندگی گیتار را بر عهده گرفت و با آمدن او جیمز به نوازندگی ریتم گیتار و خوانندگی پرداخت.
پس از آن آنان اولین بار برای اجرای این قطعات به سانفرانسیسکو سفر کردند. اجرای این قطعات در کلوپ های زیر زمینی سانفرانسیسکو صورت گرفت.
پس از این اجراها گروه تصمیم گرفت در خود تغییراتی به وجود بیاورد و نقاط ضعف خود را تقویت کند .از این رو شخص جدیدی به نام جف وارنر به جای ران مک گاونی وارد گروه شد اما این عضو جدید نیز نتوانست جایی برای خود در میان افراد گروه پیدا کند و کار او مورد پسند لارس و جیمز قرار نگرفت و به ناچار از گروه کنار کشید.سر انجام در اواخر سال 1982 کلیفرد لی برتون (متولد 10 فوریه 1962 در کالیفرنیا )که پیش از آن در گروه تروما فعالیت داشت به گروه پیوست .کلیف برتون دقیقا همانی بود که گروه دنبالش میگشت برتون در حقیقت نیمه گمشده گروه بود که با آمدنش گروه تقریبا شکل اصلی خود راپیدا نمود .سپس گروه دست به تهیه اولین آلبوم خود به نام بکشیدشان زدند.در ژانویه سال 1983 آنان برای ضبط اولین آلبومشان دست به کار شدند و با وجود مشکلات فراوان در ماه می1983 اولین اثرشان وارد بازار شد.با آمدن اولین آلبومشان به بازار کار دیو ماتیسن مورد پسند اعضای گروه قرار نگرفت و سر انحام بر اثر درخواست های نامعقولانه دیو از اعضای گروه و بوجود آمدن مشکلاتی میان افراد دیو ماتیسن از گروه اخراج شد .دیو ماتیسن سپس گروه رقیبی برای متالیکا به نام مگادث ساخت .پس از آن شخصی به نام کیارک همت (متولد 18 نوامبر 1962 در سانفرانسیسکو )که سابقا" در گروه اکسودس فعالیت داشته وارد گروه شد.کرک همت یکی از بهترین شاگردان جو ساتریانی (یکی از بهترین نوارندگان و استادان گیتار) بود.او در اولین اجرای خود همراه گروه در تاریخ 16 آوریل 1983به خوبی درخشید و سریعا"خود را با دیگر اعضای گروه هماهنگ نمود .سپس آنان اولین تور خود را در 12 اگوست 1983در شیکاگو اجرا نمودند و اولین آلبومشان را به مردم معرفی نمودند که این آلبوم بشتر جنبه تبلیغاتی برای گروه داشت آنان سعی کرده بودند که در این آلبوم مردم را با سبک خود آشنا نمایند .پس از چندین اجرای زنده در کلوپ های زیر زمینی نقاط مختلف آمریکا آنان به فکر تهیه دومین اثرشان به نام (سوار بر رعد) افتادند و برای تهیه و ضبط این آلبوم تصمیم گرفتند به دانمارک سفر کنند .اما قبل ار آن فرصت را غنیمت شمرده و به انگلستان رفتند تا برای اطمینان بیشتر از کار خود دست به یک اجرای زنده به همراه گروه (توایسد سیستر) بزنند.که در این میان با شخص مهمیدر زمینه موسیقی راک به نام (پیتر مینش) آشنا شدند پیتر میش با گروه (دف لپارد) همکاری نموده و آنان را در جهان مطرح کرده بود.آنان از این موقعیت استفاده نموده و برای تهیه آلبوم بعدیشان با او قرارداد بستند در اواسط سال 1984 با آمدن کار جدیدشان به بازار در مدت کمتر از چند هفته چیزی حدودصد هزار نسخه از این آلبوم فروخته شد که این رکورد خوبی برای یک چنین گروه تازه کاری است .در این میان کار گروه مورد توجه کمپانی های تهیه و تکثیر کاستهای موسیقی قرار گرفت و آنان در صدد بستن قرار داد با گروه برآمدند تا اینکه کمپانی الکترا موفق به بستن قرارداد با آنان شد.گروه به اروپا میرود و دست به اجرای چندین کار زنده میزند که از مهمترین آنها فستیوال (مونستر اف راک) در انگلستان و فستیوال (متال همر) در آلمان بود آنها در فستیوال (دی آن د گرین) در تاریخ 31 آگوست 1985 در آمریکا موفق به دریافت صفحه طلایی به خاطر بهترین گروه و بهترین آلبوم میگردند پس از به دست آوردن چندین موفقیت خوب این جوانان تصمیم به تهیه سومین آلبومشان به نام (ارباب عروسکان خیمه شب بازی) میگیرند.آنان برای تهیه و ضبط کار جدیدشان به کپنهاک دانمارک باز میگردند و در آنجا شروع به کار مینمایند تا اینکه در اوایل سال 1986 آلبوم جدیدشان وارد بازار میگردد در این آلبوم نیز آنها نهایت هماهنگی را که قبل از آلبوم شروع کرده بودند از خودشان نشان دادند.و مانند آلبوم قبل از یک آهنگ بدون کلام به اسم (اوریون) استفاده کردند تا با اجرای این آهنگ قدرت خود را در به اجرا در آوردن آهنگها نشان دهند این بار گروه اجرای زنده اثر جدیدشان را با برنامه های (اوزی اوزبورن) آغاز نمودند در اواسط این برنامه ها آنان موفق به دریافت صفحه طلایی برای بار دوم شدند .سپس آنان در روز کیلد دانمارک در تاریخ 10 جولای 1986 به همراه (فیل کالینز) و (اریک کلاپتون) تصمیم به اجرای کنسرتی گرفتند که در این میان بر اثر حادثه مچ دست جبمز میشکند و برنامه متوقف میشود گروه به فعالیت خود همراه اعضای اصلیش یعنی لارس وجیمز و کلیف و کرک ادامه میداد تا اینکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعالیت آنها میشود در26 سپتامبر 1986 زمانی که آنها قرار بوددر کشور سوئد به همراه گروه (آنتراکس) برنامه اجرا نمایداتوبوس حامل اعضای گروه بر اثر سرعت زیاد از جاده خارج شد و واژگون میگرددکه در اثر این تصادف فردای آن روز کلیف برتون جان خود را از دست میدهد گروه کار خود را متوقف مینماید که این توققف 2 ماه به طول میانجامد تا اینکه جوان خوش شانسی به نام جیسون نیوزتد(متولد4مارس1963آمریکا) که پیش از آن در گروه فلوتسام اند جتسام فعالیت داشته به جای کلیف برتون وارد گروه میشود هر چند کار این دو نفر قابل مقایسه نبوده و نیست اما گروه به سرعت شکل قبلی خود را به دست آورده و جیسون در اولین اجرای خود در تاریخ 8 نوامبر 1986 نشان داد که میتواند برای گروه مفید باشد و سریعا توانست میان اعضای دیگر گروه جایی برای خود بیابد.در این میان برای اینکه آنان بتوانند مجددا هماهنگی خود را به دست بیاورنددست به تهیه آلبومیبه نام The$5.98 E.PGaragedaysrevisited
زدند این آلبوم به همراه 5 قطعه اجرا شد که ضعیف ترین کار آنها بود و آنان از این آلبوم به عنوان یک کار تمرینی و نمایشی برای هماهنگی جیسون با گروه یاد میکنند این آلبوم پس از مرگ کلیف برتون و نیمه تمام گذاشتن اجراها و با ساختن اتاق ضبطی در گاراژخانه لارس تهیه گردید آنان برای این که همانند سابق به اوج برسند تصمیم به تهیه آلبوم جدیدی به نام( و عدالت برای همه) زدند و خشم و نفرت خود را ازاجرای عدالت کور در آمریکا ابراز داشتند آنان با طرحی که روی این آلبوم نهادند نشان دادند که حرف اول را پول در این عدالت میزند و همانگونه که در آرم این آلبوم مشاهده میشود الهه ای با چشمان بسته و ترازویی با کفه های پر از پول در حال اجرای عدالت است.پیش از آمدن این آلبوم به بازار گروه در پاییز 1988 اقدام به برپایی کنسرتی به همراه گروه (کویینز راش) نمود که در این کنسرت دو قطعه از کار جدیدشان را اجرا نمودندکه با استقبال بی نظیری روبرو شد و سرانجام این آلبوم در اوایل سپتامبر 1988 وارد بازار شددر اواخر همان سال گروه دست به تهیه فیلم مستندی در باره فعالیت سالهای گذشته اشان به خصوص در باره کلیف برتون زد و آنان این فیلم را به دوست از دست رفته اشان تقدیم کردند پس از آن گروه برای اجرای 120 کنسرت راهی سفر شد تا اینکه در اواخر سال 1989 آنان در سکوت غیر منتظره ای فرو رفتند این سکوت تا اواسط سال 1991 ادامه داشت تا اینکه در 12 آگوست 1991 با بیرون دادن آلبوم جدیدشان به نام (سیاه) مجددا پا به عرصه نهادند.آین آلبوم شکوه و زیبایی یک کار گروهی در موسیقی را نشان میدهد و میتوان گفت این اثرشان قویترین کار گروه است از آهنگ تند (مرد شنی را وارد کنید) تا آهنگ سنگین (دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد) و نابخشوده همه وهمه پر از تکنیک بودند و برای تهیه این آلبوم آنان چیزی حدود 10 الی 11 ماه در استودیو ضبط مشغول کار بودند واین کار شبانه روزی نتیجه اش آلبومیشد که چیزی حدود ۵ سال جزو پرفروش ترین آلبوم های موسیقی دنیا بود و در این مدت چیزی حدود ده میلیون کپی رسمیاز این اثر فروخته شد.با آمدن کار جدیدشان آنان توانستند در هفته اول در صدر جدول بهترین گروه های سال قرار گیرند آنان از آگوست 1991 تا جولای1993 اقدام به برپایی 400 کنسرت در سراسر جهان نمودند.اولین اجرای آلبوم جدیدشان در Madison square gardenبرای هزاران علاقه مند به صورت رایگان انجام شد در سالهای 1991 و 1992 آنان مجددا برای (مونستر اف راک) برنامه اجراکردند که مهمترین آنها در روسیه و انگلستان بود .یکی دیگر از این کنسرت ها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت فردی مرکوری (خواننده گروه کویین) بود که این کنسرت را آنان به همراه چند گروه دیگر از جمله (گانزز روزز) و (کویین) اجرا نمودند که بلیت های این کنسرت را به به نفع بیماران ایدزی فروختند.در یکی دیگر از این اجرا ها که در مونترال کانادا برگزار شد هنگام اجرای برنامه در اثر انفجار مواد منفجره بر روی سن جیمز از ناحیه دست و پا صدمه دید و باعث شد که برنامه متوقف گردد پس از 17 روز آنان برای آنکه کار نیمه تمامشان را به پایان برسانند دست به اجرای کنسرت دیگری زدند که در این کنسرت به دلیل مصدومبت جیمز فردی به نام (جان مارشال) نوازندگی گیتار را بر عهده گرفت و جیمز فقط به خواندن پرداخت .پس از آن گروه فعالیت خود را کم کرد و به استراحت پرداخت دراین مدت شایعه شد که گروه قصد دارد به کار خود پایان ببخشد و قرار است اعضای گروه از یکدیگر جدا شوند تا اینکه در سال 1996 آلبومیبه نام (پر کن) را بیرون دادند .آنان پس از مدت 5 سال آلبومیرا بیرون نداده بودند و اینبار کاری متفاوت با آثار دیگرشان انجام دادنداین تفاوت ناشی از نوع سبک محتوی اشعار و حتی ظاهرشان را در بر میگرفت .آنان در این آلبوم بیشتر سعی کردند به مسایل اجتماعی جامعه خود بپردازند آنان برای اولین بار اثر جدیدشان را در لولا پالوزا انگلستان به مردم معرفی کردند اما پس از 5سال و پس ار آلبوم سیاه مردم انتظار بیشتری از آنها داشتند اما به گفته سرپرست گروه لارس الریش دیگر آنها نمیخواستند به سبک گذشته اشان کار کنند و گروه سعی دارد کارهای جدیدی را به مردم ارائه دهد.گروه به اجراهای خود ادامه میدهد تا اینکه در اواخر سال 1996 در کنسرتی به نام (پور توریتگ می) قطعه ای از آخرین کارشان که در سال 1997 به بازار آمد را اجرا نمودند و نام آلبوم جدیدشان را دوباره( پر کن) نهادند.به گفته اعضای گروه این دو آلبوم آخرشان به هم پیوسته اند و یکدیگر را کامل میکنند در تابستان 1988 دست به اجرای مجدد دو آلبوم آخرشان زدند و نامش را پایین( پر کن) نهادند .
در اوایل سال 1999 گروه کار جدیدی را با نام( روز های همکاری در گاراژ) را حاضر نمودند . اشعار این آلبوم متعلق به گروه های دیگر است که توسط این گروه اجرا شده است و به گفته اعضای گروه این اشعار همان متن های قدیمیاست که تنها آهنگ و ریتم آنها عوض شده است
METALLICA
در سال 1981 و به طور دقیق 28 اکتبر نوازنده درام یعنی Larse Ulrich از طریق آگهی روزنامه پیشنهاد تشکیل یک گروه هوی متال را میدهد که از طرف James Alan Hetfield نوازنده گیتار و خوانده پاسخ مثبت میگیرد .لارس در 26 دسامبر 1963 در کپنهاگ دانمارک و جیمز در 3 آگوست 1963 در لس آنجلس به دنیا آمده بودند . آنها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام Metallica را انتخاب کردند
پس از اخراج ماستین شخصی به نام (کرک همت) Kirk Hammet متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲ در سانفرانسیسکو که سابقا در گروه Exodus فعالیت داشته وارد گروه شد که یکی از بهترین شاگردان (جوساتریانی) Joe Satriani استاد بنام و پر آوازه گیتار بود . همت اولین اجرایش در ۱۶ آوریل ۱۹۸۳ به خوبی درخشید و به سرعت خود را با سایر اعضای گروه هماهنگ نمود . گروه در ۱۲ آگوست ۱۹۸۳ اولین اجرای زنده شان را در شیکاگو اجرا نمودند که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت . سپس انها برای اجرای دومین آلبومشان بنام (سوار بر آذرخش) Ride the lighting راهی دانمارک شدند . ولی پیش از آن به انگلستان رفتند تا به همراه گروه دیگری به نام (تیوستد سیستر) Twisted sister دست به یک اجرای زنده بزنند . آنجا بود که آنان با شخصی به نام (پیتر منش) Peter Mensch که پیش از آن گروه Def Leppard را به شهرت جهانی رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومین اثرشان با وی قرارداد همکاری بستند .
در اواسط سال ۱۹۸۴ دومین آلبوم این گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از جند هفته چیزی در حدود ۱۰۰۰۰۰ نسخه از این آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای این گروه تازه کار محسوب میشد . این موفقیت باعث شد که کار این گروه مورد توجه کمپانی های تهیه و تکثیر آلبوم های موسیقی قرار گیرد که در میان این شرکتها موسسه موسیقی (الکترا) Elcatra موفق به بستن قرارداد با گروه شد
گروه پس از آن برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترین اجراهای آنها میتوان به فستیوال (مانستر آف راک) Monster of Rock در انگلستان و (متال همر) Metal Hammer در آلمان اشاره کرد . آنان همچنین در ۳۱ آگوست ۱۹۸۵ موفق به دریافت جایزه Gold به خاطر بهترین گروه در آمریکا شدند . پس از این موفقیت ها گروه تصمیم به تهیه سومین آلبومشان به نام (ارباب عروسکهای خیمه شب بازی) Master of Puppets گرفتند و به کپنهاگ دانمارک برگشتند . آنان این آلبوم را در اوایل سال ۱۹۸۶ به بازار عرضه کردند که با موفقیت فراوانی مواجه شد . آنان سپس در ۱۵ جولای همان سال به همراه Phil Collins و Eric Clapton تصمیم به اجرای کنسرتی گرفتند که در این میان بر اثر حادثه ای مچ دست جیمز شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد . گروه به فعالیت خود ادامه میداد تا اینکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعالیت گروه شد . در ۲۶ دسامبر ۱۹۸۶ هنگامیکه گروه قرار بود در کشور سوئد به همراه گروه Anthrax به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر این حادثه فردای آن روز یعنی ۲۷ سپتامبر کلیف برتون بر اثر شدت جراحات وارده در گذشت . گروه به مدت دو ماه دست از کار کشید حتی تا مرز انحلال پیش رفت تا اینکه جوانی به نام (جیسون نیوستد) که پیش از آن در گروه Flotsam & Jetsam فعالیت داشت به جای برتون وارد گروه گردید.
کار جدیدی که آنان پس از آمدن عضو جدیدشان به بازار عرضه کردند (...و عدالت برای همه) نام داشت And Justice For All که دستگاه بیمار قضایی و عدالت کور جامعه آمریکا را زیر سوال برده بود . آنان با طرحی که بر روی این آلبوم گذاشتند نشان دادند که حرف اول را پول در این جامعه میزند و همانطور که در این طرح مشاهده میشود الهه عدالت با چشمان بسته و ترازویی با کفه های پر از پول مشغول اجرای عدالت است
این گروه پس از اجرای در حدود ۱۲۰ کنسرت ناگهان در اواخر سال ۱۹۸۹ در سکوت غیر منتظره ای فرو رفت . این سکوت تا اواسط سال ۱۹۸۹ در سکوت غیر منتظره ای فرو رفت . این سکوت تا اواسط سال ۱۹۹۱ ادامه داشت تا اینکه در ۱۲ آگوست آن سال گروه با بیرون دادن آلبوم دیگری به نام (سیاه) Black دوباره قدم به عرصه موسیقی گذاشت . این آلبوم شکوه و زیبایی یک کار گروهی را در موسیقی نشان میدهد . تمامیترانه های این آلبوم از آهنگ تند و سرعتی (ورود مرد شنی) Enter Sandman تا ترانه های سنگین (هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد) Nothing else Matter و (نابخشوده) Unforgiven همه و همه پر از تکنیک و سولوهای زیبا و متفاوت با یکدیگرند . آنان برای تهیه این آلبوم حدود ۱۱ ماه در استودیو مشغول کار بودند و نتیجه این کار شبانه روزی آلبومیشد که چیزی در حدود ۵ سال جزو پر فروشترین آلبوم های موسیقی جهان محسوب میشد و در حدود۱۰۰۰۰۰۰۰ کپی رسمیاز این اثر در سرتاسر جهان به فروش رسید.
آنان از آگوست ۱۹۹۱ تا ژوئیه ۱۹۹۳ اقدام به برپایی بیش از ۴۰۰ کنسرت در سرتاسر جهان نمودند و اولین اجرای آلبوم جدیدشان را در Madison Square Garden برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رایگان انجام دادند . یکی از بهترین اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت (فردی مرکوری) خواننده مشهور گروه (کوئین) Queen بود که به همراه گروه های دیگری چون Gun,n Roses و دیگر اعضای گروه کویین اجرا شد که بلیط های این کنسرت به نفع بیماران مبتلا به ایدز فروخته شده بود . پس از آن گروه از فعالیت خود کاست و به استراحت پرداخت . در این زمان شایع شد که گروه قصد دارد به کار پایان دهد تا اینکه در سال ۱۹۹۶ گروه با ارائه البوم جدیدشان به نام (بارگیری) Load به شایعات پایان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار باز هم کاری متفاوت محسوب میشود . آنان در سال ۱۹۹۷ کار دیگری به نام (بارگیری دوباره) Reload را نیز به بازار ارائه کردند که به گفته اعضای گروه مکمل کار قبلی آنها محسوب میشود . در اوایل سال ۱۹۹۸ گروه کار دیگری به نام (روزهای همکاری در گاراژ) Garage Days Inc را به بازار عرضه نمود . اشعار این آلبوم که شامل ۲۷ ترانه میباشد متعلق به گروه های دیگر است که توسط گروه متالیکا بازخوانی و اجرا شده است . درست یک سال بعد یعنی در ۱۹۹۹ گروه آلبوم جدید و کاملا متفاوتی به نام (سمفونی و متالیکا) S & M را به بازار ارائه کردند . آنان در این آلبوم بیشتر کارهای قدیمیشان را بازنویسی کردند و برای اجرای این البوم از یک ارکستر سمفونیک کامل استفاده نمودند که میتوان گغت این تنها خلاقیتی بود که آنان برای تهیه این آلبوم به آن دست زدند . آنان در این آلبوم تنها دو کار جدید به بازار عرضه نمودند که (انسان منفی) وMinus Human و (شبدر بدون برگ) No Leaf clover نام داشتند . از دیگر کارهای گروه میتوان به تک اهنگ I disappear اشاره کرد در سال ۲۰۰۰ جیسون نیوستد از گروه جدا شد و جای او را اکنون Robert Trujillo پر کرده است که در روز ۲۳ نوامبر ۱۹۶۴ در کالیفرنیا متولد شده و مدتی در گروه آزبورن فعالیت داشته است و سر انجام آخرین آلبوم متالیکا که تاکنون وارد بازار شده است آلبوم (خشم مقدس) St.Anger است که در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده که باز هم دارای سبکی متفاوت با کارهای قبلیشان است
نده ام که شادی شهریاری را روایت کنم
ساعت حول یازده شب است. یکی از بچه ها زنگ می زند. گریه امانش نمی دهد. قطع می کند و دقایقی بعد تماس می گیرد. نگران، احوالش را می پرسم. روایتی می کند گریان که کمرم را می شکند. دوست همسرش از سر ناچاری و بی خوابگاهی و به رسم دانشجویی به پانسیونی در مشهد رحل می افکند تا ایام امتحاناتش سپری شود و در این مکان به فاجعه ای انسانی برمی خورد. بی درنگ به همه ی کسانی که چاره ساز می شمارد پیغام می دهد. از دخترکی چهارده ساله سخن می گوید که از نه سالگی مورد تجاوز پدرش قرار می گرفته و هفته ای است ناگزیر در این پانسیون سکونت گزیده است. شادی شهریاری با شکایت مادرخوانده اش به دادگاه می رود تا هر دو راز جنایتی را بازگو کنند که شش سالی می شود مدام اتفاق می افتد. دادگاه قضیه را به پزشکی قانونی ارجاع می دهد و پزشکی قانونی تایید می کند که دخترک بارها از ناحیه واژن و مقعد مورد تجاوز قرار گرفته است؛ به نحوی که پرده بکارت اصلاً در او شکل نمی گیرد. قاضی ابله پرونده به گمان سر به مهر گذاشتن چنین رویداد هولناکی و نیز توهم سرپوش گذاشتن بر فساد اجتماعی، دخترک را برحسب سنش فاقد صلاحیت طرح دعوی می شمارد و در رای نهایی به تاییدیه ی پزشکی قانونی ارجاع نمی دهد. پس از اتمام حجت دادگاه، پدر جری تر می شود و تصمیم به فروش دخترک می گیرد. ضعف جسمی شادی در نتیجه ی سوء تغذیه و بدرفتاری، چندان رغبتب در میان خریداران برنمی انگیزد و در راه بازگشت، مهدی شهریاری دخترک را به زیر اتوبوس شرکت واحد هل می دهد که جان سالم به در می برد. مهدی شهریاری، پدر شادی، وقاحت را به آن حد می رساند که در گفتگویی دوطرفه شرط بازگشت شادی به خانه را استمرار تطمیع خویش قرار می دهد....شادی که می گوید خون گریه می کنم، فشارم می افتد و به کمک آب قند سر پا می ایستم...می گوید که پدرش می گفته همه ی پدران با دخترانشان چنین سر و سری دارند. بزرگتر که می شود و با دوستانش در میان می گذارد که به ورطه ی چه رخداد هولناکی گرفتار آمده است...شبانه از خواب می پرد، خواب می بیند که پسری روی سینه اش نشسته و به او تجاوز می کند؛ کابوسی که هر شب بختک وار دست از سرش برنمی دارد... مسئول پانسیونش با درد از جیغ های گاه و بیگاه شبانه اش می گوید.... به زحمت از پشت تلفن قضیه را به هر کسی که می شناسم در میان می گذارم. همه می ترسند. برخی دخالت نهادهای مدنی را موجب حساسیت دادگاه می دانند و بعضی سعی دارند منصرفم کنند...سرم دارد می پُکد، چشم هایم سرخ شده و پلک هایم به رسم مطالع ی شبانه –بی هیچ مطالعه ای- پُف کرده اند... از خانواده اش سراغ می گیرم. مادرش پس از تولد، او را رها کرده و عمویش با وجود آگاهی از موضوع کلاه دیوسی بر سر گذاشته است. عمه اش نیز برحسب وظیفه ای حداقلی او را به پانسیون سپرده است؛ بی آنکه حتی لیوان یا بشقابی به همراه داشته باشد...«پدرم مرا به اتوبوسی سپرد تا به عمویم در تهران تحویل دهد و به راننده به جای کرایه مرا پیشنهاد کرد و گفت هر کاری دلت می خواهد با او بکن...عمویم از ترمینال با 25 هزار تومان پول و تشر مرا پس فرستاد...»...زنان خیابانی ساکن پانسیون دل به حالش می سوزانند و خوراک و پوشاکش را بر عهده گرفته اند. نگهبان پانسیون پیرمرد خراسانی مهربانی است که با درد از وضعیت شادی با من سخن می گوید و مدارک پزشکی قانونی و رای دادگاه را نگه می دارد. پیشتر هر وقت لای روزنامه را باز می کردم، با تاسفی سطحی از کنار اخباری از این دست می گذشتم؛ چرا که خود، رو در رو چنین رویدادی را تجربه نکرده بودم. عمق فاجعه به حدی است که چند تن از دوستانی که همدم گفتگوهای شبانه ی من اند به گریه می افتند. حمید که روانشناسی است مطب دار، از دیروز هق هق گریه امانش را بریده است، احسان گاه و بیگاه بغضش می ترکد و ناصر کارش را به امان خدا رها کرده است. برای کمک به شادی حاضرم همه ی دستاوردها و امتیازاتی را که عمری برایشان زحمت کشیده ام فدا کنم؛ چرا که شادی را همه ی مادران، خواهران، همسران و دختران کشورم و بشریت می پندارم. بی تفاوتی در برابر جنایتی که بر شادی رفته است، بی تفاوتی در برابر ارزش هایی است که همه مان با هر جهتگیری فکری بدانها باور داریم...زنده ام که شادی شهریاری را روایت کنم...
نام: شادی نام خانوادگی: شهریاری نام پدر: مهدی نام مادر: فهیمه ساکن: مشهد شغل عمو:مهندس شاغل به کار در یک شرکت کاشی سازی
.....
گزارشی از وضعیت شادی دختر 14ساله مشهدی
به نام غمین ترین نام ها: شادی
روزگاری کودکان این سرزمین بهترین فرداها را انتظار می کشیدند و اما اینک. . .
سخن از شادی است. دختر 14 ساله ای در مشهد که از 9 سالگی مورد تجاوز پدرش قرار می گیرد و اینک در شرف تکمیل فاجعه زند گی اش است. شادی به روایت خود با پدر و نامادری اش زندگی میکرده. مادرش سالها پیش، پیشتر از آنکه به یاد آورد، بدلیل اعتیاد شدید پدر و بدرفتاریهایش، خانه و دختر را رها می کند. شادی محروم از مهر مادر، از نه سالگی مداوماً مورد شکنجه و آزار شدید جنسی پدر قرار می گیرد. شادی اینک در پانسیونی در شهر مشهد در شرایطی به غایت سخت و دهشتناک روزگار می گذراند، میان دخترانی که سالها از او بزرگتر اند. پدر معتاد به شیشه، دختر را مورد تعرض جنسی قرار می داده است، و با تلقین اینکه همه پدران اینکار را با دختران خود می کنند، مانع از افشای تلخی این حادثه تکان دهنده می شود. نامادری شادی، اما تکیده از فاجعه، افشای راز می کند تا شاید شادی، راهی به رهایی یابد. علیرغم واقعیات غیر قابل کتمان اما، دادگاهی در مشهد با چشم بستن بر ابعاد فاجعه ای انسانی، تنها حکم به گرفتن تعهدی از پدر می کند تا شاید پدر را از فاجعه ای که مداوماً رخ می دهد، بازدارد! دخترک حتی متهم به خیال پردازی و دروغ گویی می گردد. تنها به استناد آزمونی تا بدان حد طولانی و فرسایشی که شادی در طول آزمون خوابش میبرد! بناچار فردی در کنار شادی می نشیند تا به دخترک کمک کند، پاسخ انبوه سوالات گنگ و عجیب را بدهد. پاسخی که در نهایت ادله قاضی شد برای خیال پرداز معرفی کردن شادی! فاجعه اما ادامه داشت. . . پدر معتاد به شیشه، قصد فروش دختر را می کند. نحیفی و نزاری شادی اما سودای هیچ خریداری را بر نمی انگیزاند. پندار جنون و شهوت پدر اما سیری نداشت... قصد جان اینبار در ذهن تباهی ها مجال می یابد. زمانیکه پدر برای خلاصی از شادی و شاید عذاب خویش، او را به زیر اتوبوسی هل میدهد. شادی، اما نمرد. . . ماند، تا روح و جسم رنجورش، هتک بیشتری را تحمل کنند. نامادری به رقت آمده از وضعیت موجود دست به دامان بهزیستی و خانواده پدری می شود. جواب بهزیستی اما ساده بود و کوتاه: «نه! پدر و مادرش زنده اند، جایی و پولی برای کودکان بد سرپرست نداریم!!!». و خانواده پدر: عمه و عمو دامان خویش برچیدند که مبادا لکه ننگی دامانشان را بیالاید. دخترک توسط پدر با اتوبوسی و در اختیار راننده!!! راهی تهران می شود. عمویش اما تنها با 25 هزار تومان او را دوباره همان صبح به مشهد بازمی گرداند. شادی تلخ ترین نامی که برایش می توانست انتخاب شود شد. روزگاری بهترین فرداها را کودکانمان انتظار می کشیدند. این روزها اما تنها هول تنهایی و هیولای آزار جنسی خلوت شبش را پر می کند. پندار رهایی شادی را، نوری بر دل تابانده و استواری بر پاهایش بخشانده. صدای لرزان دختر آخرین امیدها را می کاود. چشم به آسمان دوخته، امیدی در قلب و دل، شادی را آیا به فرداها می رساند؟!!
از هر انسانی و هر نهاد بخششگری طلب کمک داریم
گزارش ارسال شده به پارس دیلی نیوز
![]()

(واسه این جور دخترا متاسفم).
.
![]()

| :قالبساز: :بهاربیست: |


